هیچ
-
این همه خون برای هیچ. برای نفرت و غرور و حماقت و هیچ. برای آرزو و امید و
توهم و هیچ. برای کوتاهی عمر و بلندای تاریخ و هیچ. برای خواب دیروز و سراب
فردا و ...
۸/۰۵/۱۳۸۶
سپندارمذ (پنجم) آبانماه 86
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
آواز پریشانیاست رو سوی چه بگریزیم
تشویش هزار آیا، وسواس هزار اما
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۲ نظر:
ترانه پرمعنائی است.همیشه این ترانه را دوست داشتم.
موفق و پیروز باشید
من و نازک نارنجی؟!
نگرفتم چیو گفتی!
ارسال یک نظر