حتی بعد از شلیک آخرین گلوله
-
کسی از من در همان روزهای اول جنگ پرسیده بود: چه میشود؟ - گفته بودم: «تا
یادم میاد و خونده و شنیدهام جنگ برای مردمی که وقت ِ جنگ حضور داشتهاند،
تلخ و ...
۸/۰۵/۱۳۸۶
سپندارمذ (پنجم) آبانماه 86
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
آواز پریشانیاست رو سوی چه بگریزیم
تشویش هزار آیا، وسواس هزار اما
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۲ نظر:
ترانه پرمعنائی است.همیشه این ترانه را دوست داشتم.
موفق و پیروز باشید
من و نازک نارنجی؟!
نگرفتم چیو گفتی!
ارسال یک نظر