۶/۰۸/۱۳۸۸

ابطحی زیاده روی می کند

از زمانی که مبارزات آزادی خواهانه در کشور شکل گرفت، حتی پیش از آنکه مبارزات به صورت چریکی درآید و قوانین و مقررات خاص چریک ها -نوشته و نانوشته- گسترش یابد، همواره یک اصل در میان مبارزان وجود داشت: «در صورت دستگیری تا حد امکان در برابر شکنجه ها مقاومت کنید، اگر شکنجه ها از حد توان خارج شد اطلاعات سوخته تحویل دهید، اگر باز هم شکنجه ها ادامه پیدا کرد برای نجات جان، خود را تخریب کنید». «خود تخریبی» و یا آن چیزی که این روزها در قالب اعتراف های ساختگی شاهد آن هستیم یکی از آخرین امتیازاتی است که مبارزان به شکنجه گران خود می دهند. از این مرحله به بعد کار به «آدم فروشی» و یا «تخریب دیگران» می رسد که این مورد تقریبا خط قرمز تمامی مبارزان است.

بازداشت شدگان جنبش سبز (و یا به تعبیر زیبایی که این روزها دیده ام: اسرای جنبش سبز) یکی یکی به دادگاه فرمایشی احضار شده و دست به اعترافات ساختگی می زنند. اعترافات افراد بنابر مقاومت آنان متفاوت است. از عبدالله رمضان زاده ای که همچنان تاکید می کند با دولت دهم نیز به مانند دولت نهم مخالفت خواهد کرد و سعید حجاریانی که تنها اعتراف می کند «تحلیل درستی از جامعه نداشته» گرفته، تا محمد علی ابطحی و محمد عطریانفر که در تایید سخنان دادستان جنبش سبز را یک «کودتای مخملی» و برنامه ریزی شده می خوانند. تا اینجا و دست کم برای یک جلسه شاید بتوان شرایط اعتراف کنندگان را درک کرد، اما در مورد آقای ابطحی کار دارد به جاهای باریک می رسد.

از پست های وبلاگ جناب ابطحی چنین بر می آید که گویا ایشان قصد ندارد روند همکاری های خود با بازجویان را پایان دهد. متاسفانه این روند همکاری نیز از محدوده اطلاعات سوخته و یا تخریب خود عبور کرده و دامان کل جریان اصلاحات را گرفته است. آقای ابطحی گاه در پست های خود از زبان دیگر زندانیان نیز اعتراف می کند (تخریب دیگران) و گاه حرکتی با پشتوانه میلیونی مردم را مورد حمله قرار داده و منحرف می خواند. از دیدگاه من ادامه چنین روندی به هیچ وجه و در هیچ شرایطی پذیرفته شده نیست؛ آقای ابطحی با این روند دیگر هیچ جای بازگشت و بخششی برای خود باقی نمی گذارد.


تنها با یک کلیک به عضویت «مجمع دیوانگان» درآیید

۵ نظر:

فیدوس گفت...

آرمان عزیز خوشبختانه یا متاسفانه اما نه همان خوشبختانه وب نوشت ابطحی از کار افتاد و هم خودش خلاص شد و هم ما و دیگران

فیدوس گفت...

آرمان عزیز خوشبختانه یا متاسفانه اما نه همان خوشبختانه وب نوشت ابطحی از کار افتاد و هم خودش خلاص شد و هم ما و دیگران

سامان صفرزائی گفت...

آرمان جان سلام
راجع به این بحث مفصلی دارم که می نویسم
عجالتا یک زحمت دارم
یکی از دوستان در بلاگ اسپات وبلاگ ساخته..اما بلد نیست چطوری کار کنه..سوال های بسیاری داره...اگه امکان داره آدرس ایمیلت رو لطف کن تا بهش بدهم تا سوال هاشو باهات در یون بذاره
قربانت

تاریانه گفت...

اگر چه ابطحی تحفه نبود ولی شما این احتمال رابده که دارند براش مینویسن !

فیدوس گفت...

سلام به آرمان عزیز
و ممنون از بابت هر دو تبریک و تبریک متقابل برای مناسبت روز وبلاگ
و یه ممنون دیگه برای تذکر بخاطر فید
و البته چشم
رضا

ساخت سال 1388 مجمع دیوانگان.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده