۹/۳۰/۱۳۸۷

یلدای 87

یلدا جشن طولانی بودن شب نیست، جشن طولانی ترین انتظار سپیده دم است. من هم به انتظار گذشت شب های تیره هستم.

دلم می خواست که یلدا را به خیلی ها تبریک بگویم، اما فقط به یک پیرزن گل فروش تبریک گفتم. هیچ وقت اسم گل ها را یاد نگرفتم.

این هم فال امسال:

بخت از دهان یار نشانم نمی دهد ..... دولت خبر ز راز نهانم نمی دهد

از بهر بوسه ای زلبش جان همی دهم ..... اینم همی ستاند و آنم نمی دهد

مردم در این فراق و در آن پرده راه نیست ..... یا هست، پرده دار نشانم نمی دهد

زلفش کشید با صباچرخ سفله بین ..... کانجا مجال باد وزانم نمی دهد

چندان که بر کنار چو پرگار می شدم ..... دوران چو نقطه ره به میانم نمی دهد

شکّر به صبر دست دهد عاقبت ولی ..... بدعهدی زمانه زمانم نمی دهد

گفتم روم به خواب و ببینم جمال دوست ..... حافظ ز آه و ناله امانم نمی دهد

۱ نظر:

کمال گفت...

ارادتمندم

ساخت سال 1388 مجمع دیوانگان.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده