۹/۰۳/۱۳۸۶

اردیبهشت روز (سوم) آذرماه 86

مرگ در فضای مجازی بهتر از فضای حقیقی است!


اگر از اعضای فعال سایت بالاترین باشید احتمالا موتجه شده اید که چند وقتی است در این سایت درگیری بین اعضای مذهبی و غیر مذهبی بالا گرفته است.

سکولارها مذهبیون را متهم می کنند که با کشاندن افکار و اعتقادات شخصی خود (که گه گاه هم مورد اتهاماتی از قبیل متحجرانه، خرافاتی و یا احمقانه قرار می گیرند) به عرصه یک فضای عمومی، این محیط را آلوده و از مسیر اصلی خود (احتمالا خبررسانی) دور می کنند.

در برابر مذهبیون بالاترین نیز به شدت در قبال سکولارها موضع گرفته و به نوعی با یکدیگر دست پیوند داده اند. این گروه نیز مخالفین خود را به عدم رعایت اصول دموکراسی (البته با درک و تعریف خودشان از این اصول) متهم کرده و از هیچ اقدامی انقلابی و یا جهادی در مبارزه با دشمنان بی دین خود خودداری نمی کنند.

مشاهده این دعواها من را مدت ها به فکر فرو برده بود تا اینکه روز گذشته و با عکس العمل یکی از این دوستان مذهبی جرقه ای در ذهنم زده شد. این دوست عزیز که مدتی است به شدت در راستای دفاع از تفکرات خود در بالاترین فعالیت می کند و برای کم کردن روی مخالفین آمار لینک های مذهبی خود را روز به روز افزایش می دهد، در برابر یک امتیاز منفی من بلافاصه مقابله به مثل کرده و به دو لینک ارسالی من که اتفاقاه خیلی هم بی ربط به موضوع بودند منفی داد.

عمل این دوست مذهبی من را به این فکر فرو برد که اگر این فضای مجازی وجود نداشت و من در فضای حقیقی با اندیشه های او مخالفت می کردم او چه اقدام متقابلی انجام می داد؟

فکر می کنم تجربه نشان داده است که مخالفان با اندیشه این دوستان در فضای حقیقی، اگر با اتهام ارتداد و مجازات اعدام مواجه نشوند، در کم ترین حالت به جرم توهین به مقدسات مورد حمله قرار خواهند گرفت که هزینه های آن بسیار بالا است. حال که فضای مجازی این امکان را به وجود آورده که دوستان صرفا با کلیک بر روی امتیاز منفی و یا نوشتن چند نظر (که در آنجا هم مجبور هستند خیلی مراعات قوانین را بکنند) خشم خود را فرو بنشانند چرا ما باید سعی کنیم که این شرایط را بر هم بزنیم؟

من به شدت اعتقاد دارم و فکر می کنم دیگر دوستان هم با من موافق باشند که اگر این امکان را به دوستان مذهبی بدهیم که تمامی خشم و نفرت خود از دشمنان ملهدشان را در قالب یک فضای مجازی خالی کنند قطعا خودمان زندگی آرام تر و امن تری خواهیم داشت.

۲ نظر:

محمدرضا گفت...

کاملا با نظرت مخالفم.چه تضمینی برای تحقق نتیجه‌گیری مطلبت وجود داره؟؟؟

خیابان شماره 11 گفت...

They made me to commit a virtual suicide in Balatarin.
He and his couple of friends that I don't want to quote their names, cause I am disgusted enough aleady, started to push me to my limits and I did what made my account suspended, although I don't care.

ساخت سال 1388 مجمع دیوانگان.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده