۸/۰۷/۱۳۸۶

امرداد روز (هفتم) آبان‌ماه 86

حافظه تارخی، مسئله این است !ا


دیشب که برای برگشتن از سر کار سوار تاکسی شدم ناچار و از رادیوی ماشین به برنامه‌ای گوش دادم که نمی‌دونم اسمش چی بود، ولی دو تا مهمون ورزشی داشت، یکی «کارخانه» مربی تیم ملی والیبال و دیگری «علی خسروی» داور نسبتا سرشناس فوتبال.ا

قبل از طرح موضوع یک توضیح کوتاه در مورد جناب خسروی که زمانی شاخص‌ترین و شناخته‌شده‌ترین داور کشور بود ولی به ناگاه غیبش زد بدهم. بدون درخواست دلیل مدرک از این بنده حقیر بشنوید که جناب خسروی در جریان یکی از دیدارهای مرحله حذفی تیم‌های لیگ یک، برای صعود به لیگ برتر، یک رشوه کلانی از یکی از تیم‌ها دریافت کرده بودند که ماجرا لو رفت. در آن زمان صدای تعدادی از داوران شریف کشور هم درآمد و در نهایت و با التماس‌ها و گریه و زاری‌های جناب خسروی و البته همسر ایشان، محمد دادکان و دیگر افرادی که در جریان بودند تصمیم گرفتند از طرح رسمی ماجرا خودداری کنند و تنها نام خسروی را برای همیشه از فهرست داوری لیگ کشور حذف کنند. این ماجرا ادامه داشت تا اینکه جناب دادکان کله پا شد و البته به همراه ایشان بسیاری از اسرار فراموش شد.ا

اما برنامه رادیویی، این برنامه به نظر می‌رسید که مشخصا برای تبرئه جناب خسروی تدارک دیده شده بود. ایشان از اول تا آخر مدام تکرار می‌کردند که یک عده توهین‌هایی به من کرده‌اند و تهمت‌هایی زده‌اند و در دو مورد هم حرف جالبی زد. یکی اینکه «من هیچ گاه از داوری محروم نشده‌ام و اگر کسی می‌تواند حتی یک برگه دال بر محرومیت من ارائه کند». دوم اینکه «من اینجا و به صورت رسمی از رادیوی جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌کنم اگر کسی حتی یک ریال رشوه به من داده است بیاید و بگوید، اگر شهامتش را دارند بیایند و بگویند».ا

جملات و سرگذشت جناب خسروی بیش از این نیاز به توضیح و تفسیر ندارند، اما در این میان من به یاد یک نکته افتادم و آن چیزی است که «حافظه تاریخی مردم» خوانده می‌شود.ا

حتما بارها شنیده و یا خود گفته‌اید که مردم ایران حافظه تاریخی ندارند. بسیاری از صاحب‌نظران و به اصطلاح روشنفکران کشور نیز بر این نکته اصرار می‌ورزند، اما اجازه بدهید بنده در این وب‌سایت شخصی که اختیارش را دارم ادعا کنم که من با تمامی این نظرات مخالفم و برعکس اعتقاد دارم که مردم ایران حافظه تاریخی بسیار قوی‌ای هم دارند.ا

گمان می‌کنم با من موافق باشید که اکثریت مردم ایران کوروش بزرگ و داریوش هخامنشی را می‌شناسند. آن‌ها از اسکندر مقدونی و آتش‌افروزی‌اش اطلاع دارند. ایرانی‌ها خسروپرویز را می‌شناسند و در موردش داستان‌ها به یاد دارند. آن‌ها از جریانات حمله اعراب به ایران به خوبی آگاهی دارند. از خلافت خلفا خبر دارند. یعقوب لیث صفاری را می‌شناسند، تیمور لنگ و خون‌ریزی‌هایش، حمله مغول و فلاکت‌هایش، شاه اسماعیل و نبرد چالدرانش، شاه عباس و عظمت اصفهانش، نادر شاه و قدرت نظامی‌اش، کریم‌خان کراماتش، لطف‌علی‌خان زند و دلاوری‌هایش، آقا محمد خان قاجار و سیاست‌مداری‌هایش، فتحعلی‌شاه و بی‌تدبیری‌هایش، عهدنامه‌های گلستان و ترکمان‌چای و خفت‌هایش، ناصرالدین‌شاه و وزیر کشانش، امیرکبیر و اصلاحاتش، مظفرالدین شاه و مشروطه‌اش، محمد‌علی‌شاه و مجلس به توپ بستنش، ستارخان و رشادت‌هایش، احمد‌شاه و بی‌ارادگی‌اش، رضاشاه و قلدری‌اش، مصدق و ملی‌گرایی‌اش همه و همه در حافظه تاریخی توده مردم ایران به خوبی ثبت شده است.ا

شاید برای هر کدام از شما پیش آمده باشد که از پدربزگ‌ها و یا مادربزرگ‌های خود داستان‌هایی در مورد هر یک از این شخصیت‌ها بشنوید که هیچ گاه در مطالعاتتان به آن بر نخورده باشید. حتی اگر از وادی تاریخ به فرهنگ هم سری بزنیم گاه می‌توان دید که توده مردم بیش از روشنفکرانش شعر شاه‌نامه و حافظ و سعدی و مولوی و خیام و نظامی را از بر دارند. پس این عدم حافظه تاریخی به کجا بر می‌گردد؟

پاسخ من به همان نقطه‌ای باز می‌گردد که سیر نام بردن از شخصیت‌های تارخی را قطع کردم. من فکر می‌کنم که ایرانیان حافظه طولانی مدت تاریخی خوبی دارند، اما در کوتاه مدت به دلیل اینکه به خوبی قادر به درک و تجزیه و تحلیل شرایطی که در آن هستند نمی‌باشند چیزی را هم به خاطر نمی‌سپارند. شاید همین باعث می‌شود که حوادثی که مثلا در دوران اصلاحات (کم‌تر از یک دهه پیش) رخ داده برای ایرانیان بسیار گنگ‌تر و ناشناخته‌تر از جنگ‌های ایران و عثمانی در 400سال پیش و یا حمله مغول در 700 سال پیش و حمله اسکند در 2000 سال پیش باشد.ا

این بار که قصور در حافظه کوتاه مدت ایرانیان حداقل به سود یک نفر تمام شد، تا بعد چه پیش آید، آقای خسروی ما چیزی از عملکرد شما به یاد نمی‌آوریم!ا

۲ نظر:

علی گفت...

خوش به حالت پدر بزرگ مادربزرگ داری ما همونشم نداریم!

آرش گفت...

چه فایده داره پدر بزرگ مادر بزرگ داشته باشی ولی سالی به ماهی هم خبرشونو نگیری علی جان؟ وفقی خاطر خاطیم راستی امیری چاکر شما هم هستیم به دل نگیری ها!

ساخت سال 1388 مجمع دیوانگان.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده