۵/۲۴/۱۳۸۸

خط باریک تکرار تاریخ!

از بدو تشکیل تجمعات خارج از کشور در حمایت از جنبش سبز ایران، اتفاقاتی رخ داد که نه تنها بی سابقه نبود، بلکه کاملا قابل پیش بینی به نظر می رسید. اختلافات شدید و ریشه ای میان ایرانیان خارج از کشور –که به لطف فضای آزاد قابلیت بروز دارند- خیلی زود به تجمعات اعتراضی کشیده شد و از درگیری بر سر شعارها تا انتخاب پرچم، جبهه نبرد گسترده ای را شکل داد. هرچند انسجام و اتحاد ایرانیان در تبعید در حمایت از جنبش سبز بی نظیر و قابل تقدیر بوده است، با این حال به نظر می رسد بحث بر سر استفاده از پرچم شیر و خورشید نشان این روزها حسابی بالا گرفته است. گمان می کنم همه در جریان بحث های درگرفته میان اکبر گنجی و هواداران استفاده از پرچم شیر و خورشید نشان باشیم، پس من بدون مقدمه بیشتر، نظرخودم را در این مورد می نویسم.

1- سوءاستفاده جمهوری اسلامی، از حضور پرچم شیر و خورشید نشان بر هیچ کس پوشیده نیست؛ اما این مسئله که اکبرگنجی تاکید بسیاری بر روی آن دارد چه چیز را اثبات می کند؟ مگر جمهوری اسلامی از پوشش زنان شرکت کننده در این تجمعات سوء استفاده نمی کند؟ مگر تلویزیون جمهوری اسلامی حتی از حضور «گوگوش» در این تجمعات بهره برداری نکرد؟ آیا این رفتار نظام باید سبب ایجاد محدودیت در پوشش زنان و حضور چهره های شناخته شده شود؟ من چنین باوری ندارم.

2- سوء استفاده برخی گروه های مشکوک نیز از این تجمعات نباید برای آگاهان پوشیده باشد. گروه هایی که برخی از آنان بدون هیچ تردیدی با عوامل اطلاعاتی نظام در ارتباط هستند. (به هر حال وزارت اطلاعات در این همه سال بی کار ننشسته است) اما ما از باور به چنین موضوعی چه برداشتی باید داشته باشیم؟ آیا باید به کنکاش در اعماق نیات و مقاصد حاضرین در تجمعات بپردازیم؟ آیا باید برای حضور در تجمعات تیم های تایید صلاحیت تشکیل دهیم؟! آیا اساسا هدف چنین گروه هایی چیزی غیر از اختلاف افکنی است و ما با چنین اعمالی گرفتار دام گسترده شده از جانب عوامل اطلاعاتی نخواهیم افتاد؟

3- از میان چهره های فعال در خارج از کشور، در حال حاضر اکبرگنجی و محسن کدیور برای من بیش از دیگران قابل اطمینان هستند. با این حال این باور تنها شامل حسن نیت و استقلال این چهره ها می شود و نه تصمیمات و راه کارهای آنان. متاسفانه در یکی از سخنرانی های جناب کدیور در خارج از کشور دیدم که ایشان صراحتا «ذات» جنبش سبز را یک «ذات اسلامی» اعلام کرد و از غیر مسلمانان خواست تا اگر می توانند «بروند و برای خود یک جنبش مشابه» راه اندازی کنند. در پاسخ به چنین ادعای ترسناکی من به دو نکته اشاره می کنم:

نخست آنکه ای کاش جناب کدیور در هنگام راه پیمایی های خونین در تهران حضور داشت و از جوانانی که سینه خود را در برابر گلوله و گاز اشکار و باتوم سپر کرده بودند در مورد ذات جنبش سبز پرس و جو می کرد؛ با توجه صداقت اثبات شده ایشان اطمینان دارم که دیگر چنین ادعایی را بر زبان نمی آوردند.

دوم اینکه من نمی توانم وجود چنین کاسه های داغ تر از آشی را درک کنم! حتی اگر بپذیریم که رهبری جنبش با میرحسین موسوی است (که دست کم عده بسیاری، نظیر آقایان کدیور و گنجی چنین باوری دارند×) و اگر این را هم فراموش نکنیم که موسوی خود یک مسلمان مومن و حتی معتقد به آنچه «آرمان های امام» می خواند است، باز ادعاهای آقایان گنجی و کدیور غیرقابل پذیرش خواهد بود. ای کاش آقایان به یاد بیاورند که این میرحسین موسوی بود که حتی در زمان فعالیت های انتخاباتی خود نیز اعلام کرد هرکس، با هرگرایش و هدفی می تواند از من حمایت کند و من این موضوع را محدود نمی کنم. حال چطور باید پذیرفت هنگامی که حرکت از یک فعالیت انتخاباتی، به یک جنبش سراسری و ملی بدل شده، محدودیت های جدیدی برای شرکت و یا حمایت از جنبش ایجاد شده است؟

این روزها انتقادات و شاید حملات بسیاری به مواضع اکبرگنجی صورت می گیرد. هرچند من گمان می کنم که عده ای در این راه مسیر افراط را در پیش گرفته اند و گویی دشمن اصلی و مشترک جنبش را به دست فراموشی سپرده اند؛ با این حال به شخصه ترجیح می دهم پیروزی نهایی جنبش به تعویق بیفتد تا ابتدا جامعه ما -و دست کم جامعه روشنفکری ما- بتواند چنین مشکلاتی را در داخل خود حل کند. تا زمانی که حتی روشنفکران ما نیز در چنین تعاریف ساده ای به بلوغ کامل نرسیده اند، باید از آن بیم داشته باشیم که جنبش سبز نیز حتی در صورت پیروزی به سرنوشتی نظیر انقلاب 57 گرفتار شود.

پی نوشت:
× من هم میرحسین موسوی را رهبر جنبش می دانم
دیکتاتوری حذف، پاسخ شکوه میرزادگی است به استدلال های اکبر گنجی در همین مورد
دوشنبه شیخ اصلاحات را تنها نخواهیم گذاشت


تنها با یک کلیک به عضویت «مجمع دیوانگان» درآیید

۲ نظر:

سهیل گفت...

نمی دانم چرا روشنفکران ما زبان یکدیگر را نمی فهمند. آنوقت انتظار داریم از دیگر اقشار اجتماع که زبان هم دیگر را فهم کنند؟

ناشناس گفت...

با سلام
این موضوع رو نمیتونم درک بکنم که جه اشکالی داره بدون همراه داشتن پرچم و تنها برای حمایت از این جنبش در این تجمعات شرکت کنیم.آیا باعث میشه که هویت سیاسی ما مخدوش بشه؟ با در این گیر و دار فقط میخواهیم بگوییم که ما هم هستیم. و سابقه ای برای روزهای آینده دست و پا کرده باشیم.آیا در تجمعات داخل ایران پرچمی برافراشته شد؟ با وجود اینکه میدانیم و خود آنها بهتر میدانند که همه مسلمان نیستند و دیدگاههای سیاسی یکسانی ندارند.این روشنفکران ما متاسفانه از مردم عقب افتاده اند.

ساخت سال 1388 مجمع دیوانگان.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده