۱۰/۲۲/۱۳۸۷

باد روز (بیست و دوم) دی ماه 87

جنایت علیه واژه ها را متوقف کنید

این روزها واژه های بسیاری از محتوا خالی شده اند؛ تا آنجا که پای تبلیغات نظام در میان باشد شاید بتوان دسمالی شدن واژه هایی چون عدالت، آزادی، ایثار، شهادت و غیره را تحمل کرد، به قول شاعر «بیگانه اگر می شکند دردی نیست»؛ اما زمانی که گروهی از فعالین مدنی نیز وارد چنین بازی پلیدی می شوند دیگر حتی نمی توان گفت: «از دوست بپرسید چرا می شکند».


در خبرها خواندم که گروه «مادران صلح» با تجمع در برابر سفارت فلسطین، نسبت به «جنایات اسراییل در غزه» دست به اعتراض زده اند. همین یک خط خبر برایم دنیایی از پرسش همراه با تاسف داشت. اول اینکه این مادران صلح تا حالا کجا تشریف داشتند؟ زمانی که نیروهای نظامی و انتظامی و بسیجی در خیابان های تهران رژه قدرت می دادند و تمام توانشان را برای سرکوب فرزندان همین کشور به کار می بردند چرا صدایی از هیچ مادر صلح طلبی بلند نشد؟ چرا هیچ مادری جگرش به درد نیامد که دخترش در خیابان های این شهر تحقیر می شود؟ چرا این مادران دلسوز و صلح طلب هیچ تجمعی در کنار مادر دکتر زهرا بنی یعقوب به راه نینداختند؟

از اینها گذشته؛ چرا از نظر این مادران صلح طلب تنها جنگی که در جهان وجود دارد نبرد غزه است که علی رغم این همه جنجال تبلیغاتی هنوز آمار تلفات آن به هزار نفر هم نرسیده است. چرا هیچ مادر صلح طلبی برای قتل عام 200 هزار نفر توسط دولت اسلامی سودان در دارفور تجمع برگزار نکرد؟ چرا هیچ مادر صلح طلبی برای نسل کشی در کنگو تجمع صلح برگزار نکرد؟ چرا در جنگ قفقاز که ظرف کمتر از سه روز جان نزدیک به سه هزار نفر از شهروندان روسی و گرجستانی را گرفت دل هیچ مادری به درد نیامد؟ آیا این تعجب برانگیز نیست که ارتعاش دل این مادران عزیز با وقایعی گره خورده است که مورد تایید رسمی نظام هستند و دست کم در ظاهر می تواند به یک اظهار وجود بی درد سر ختم شود؟

و باز هم از همه این پرسش های بی پاسخ گذشته؛ آیا تشکیل دهندگان این گروه با ابتدایی ترین تعاریف صلح طلبی آشنایی دارند؟ چطور می توان چنین چیزی را باور کرد در حالی که پلاکاردهای «نسل کشی در غزه را متوقف کنید» بر دستان این مادران عزیز بالا رفته است. آیا این گروه که به اصطلاح فعال صلح هستند معنی «نسل کشی» را می دانند؟ آیا قادر به درک این هستند که برای برقراری صلح نباید چشم بسته یک طرف درگیری را محکوم کرد و شعار «محکومیت جنایات اسراییل در غزه» را سر داد؟ آیا این صلح طلبان عزیز هیچ اطلاعی دارند که کدام یک از طرفین این درگیری بود که پیشنهاد تمدید آتش بس را رد کرد؟

متاسفانه «صلح طلب» بودن نیز این روزها از معانی خود تهی شده و به مانند بسیاری از دیگر واژه ها وارد بازار پر رونق مدهای رنگ و وارنگ سیاسی شده است. با این حال باید پذیرفت که جنایتی که در حق این «واژه» شد دیگر هیچ ارتباطی به دستگاه های تبلیغاتی نظام نداشت؛ «صلح طلبان» جامعه مدنی ما چنین جنایتی را مرتکب شدند.

---------------------------

پی نوشت:

چند نمونه تاریخی از «جنبش مادران» در گوشه کنار جهان را اینجا قرار می دهم تا با نمونه کاریکاتورواره آن در ایران سنجیده شوند.




این کلیپ از گوشه ای از جنایات تروریست های حماس، نه علیه مردم اسراییل، که علیه شهروندان فلسطینی ساکن غزه است. این را هم امیدوارم یکی از این مادران صلح طلب عزیز ببیند و تا شاید دریابد که راه را چقدر اشتباه رفته است که البته به علت فاجعه آمیز بودن جنایت برای تماشای آن باید در یوتیوپ signing in کنید تا از بالای 18 سال بودن شما اطمینان حاصل شود.

۵ نظر:

saman گفت...

من احساس می کنم مادران بسیار تحت تاثیر گفتمان قدرت قرار گرفته اند..اصولا این مرض وجود دارد در بین نیروهای مدنی که تصور می کنند برای آنکه مورد انتقاد تندرو ها قرار نگیرند خود را در مسیر سیاست های خارجی آنان قرار دهند و خود را با ادبیات قدرت هماهنگ نشان دهند.
احساس می کنند چون حاکمیت گفته در غزه جنایت انجام میشه اینها هم باید خود را مسئول نشان دهند..وگرنه به قول تو مادران صلح ما چرا برای کودکان گشنه و بدبخت و منفلوک دارفور هیچ موقع تحصن نکردند جلوی سفارت سودان؟
این ضعف بزرگ هست آرمان...در خیلی موارد دیگر هم به چشم می خوره.

آینده ما گفت...

آرمان عزیز سلام
قبل از هر چیز از توضیح مهمی که در پاورقی دادی خیلی ممنونم چون من تا حالا فکر میکردم حسین پناهی نام واقعی شما است. بهر ترتیب
من مقاله شما رو توی ایران پرس نیوز خوندم و البته تاثیر بسیار جالبی هم داشته مقاله شما که من در جایی دیگه وقتی از مقاله شما انتقاد شد شدیدا از اون دفاع کردم. اگر مایل هستید بدانید شاید بعدها فرصت شود تا در این رابطه با هم مکاتباتی داشته باشیم.
آرمان جان محتوای مقاله بنده هم که پیش از این در ایران پرس منتشر شد به مقاله شما بسیار نزدیک است و من در آنجا هم به بخشی از جنبش زنان و تاثر اون از این قضیه تبلیغاتی هم اشاره کردم. در اون مقاله هم با مشخص کردن طرفهای انتقاد دقیقا ذکر کردم چه کسانی غزه ای شدند و چه کسانی جان سالم از این موج تبلیغاتی بدر نبردند! و بی نهایت خوشحالم که از شما میشنوم این موج تبلیغاتی در درون میهن با اکثریت بی تفاوت روبرو شده است و این باعث خوشحالی است. همانطور که میدانی بنده مدتی است متاسفانه در خارج از میهن بوده و هرچقدر هم که پیگیر امور داخل باشم باز هم جوانب گسترده ای از آنچه در درون میگذرد از من پنهان خواهد ماند.
به سامان عزیز که کامنت قبل از من را نوشته و بسیار هم منطقی نوشته این نکته را بگویم که تا آنجائیکه من اطلاع دارم جنبش زنان از جمله مادران صلح تحت فشارهای شدیدی قرار دارند و اگر دست آنها بود بجای کودکان غزه یا دارفور برای کودن ایران تجمع میکردند... این را مطمئن هستم
من و آرمان و یا هر کسی که با قلم و مسئولیت ناشی از این گزینه سرو کار داشته باشد باید مستقلانه آنچه که نادرست میبیند را به عرصه انتقاد و به امید بهبودی و اصلاح بکشد.. البته شجاعت آرمان عزیز در این زمینه همواره مورد تحسین من است
دوستان پیروز باشید

ناشناس گفت...

دمت گرم آرمان عزيز
خوب زديتو خال
بله آقايدولت آبادي هم منتقد اسراييل شده و...

ناشناس گفت...

تو که از جنایات مختلف در دارفور، کنگو، گرجستان و غزه اسم بردی خودت چند خط در موردشون و محکوم کردنشون چیز نوشتی؟
.... هیچی
پس بیخودی قیافه نگیر چون خودت وضعت از همه خرابتره

آرمان گفت...

در پاسخ به دوست ناشناسی که از من خواسته بودند قیافه نگیرم:
اول اینکه اتفاقا بنده در هر زمینه ای هم که به قول شما قیافه بگیرم در این زمینه «صلح طلبی» هیچ ادعایی ندارم و هیچ وقت هم پابرهنه وسط این بازی نخواهم پرید، اتفاقا انتقاد من هم از گروه مادران صلح همین بود که شما هم تا کنون موضعی نداشته اید و ناگهانی وارد شده اید.
اما اگر به واقع می خواهید بدانید که من در برابر جنایات دارفور، کنگو، رواندا و نبرد گرجستان تا چه حد واکنش نشان داده ام و مطلب نوشته ام بفرمایید که من لینک بیش از 20 مطلبی را که در این زمینه ها در طی کمتر از سه ماه در روزنامه های کشور منتشر کردم در اینجا قرار دهم.

ساخت سال 1388 مجمع دیوانگان.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده